پست قدیمی | دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

غزلی از حافظ که واقعا دوسش دارم

برای کسایی که دوست دارن این غزل رو با صدا گوش بدن میتونند به سایت زیر مراجعه کنند 🙂

لینک سایت

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند           گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت                با من راه نشین باده مستانه زدند
 
آسمان بار امانت نتوانست کشید               قرعه کار به نام من دیوانه زدند
 
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه          چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
 
شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد         صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
 
آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع         آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
 
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب         تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

سایدبار کشویی