پست قدیمی | قصه دختری که عاشق مترسک شد

این یکی از اون پستهای قدیمی هستش که در پست مطالب قدیمی از سال ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰ بهش اشاره کردم.

کتاب عاشق مترسک نوشته فیلیس هیستینگز یکی از بهترین رمان هایی هست که تا به حال خوندم به نظر من دیدگاه جدیدی به زندگی ما میده کتاب بسیار جالبی هستش که روی من به شخصه تاثیر گذاشت… .

  •  نویسنده: فیلیس هستینگز
  •  مترجم: بهمن فرزانه
  •  ناشر: نشر ققنوس
  •  موضوع: رمان خارجی
  • تعداد صفحات: 248 صفحه

قسمت هایی از متن کتاب رو نوشتم امیدوارم ازش لذت ببرید 🙂

عشق، یعنی زندگی. سهمی از زندگی. نه، حتی از آن هم بیشتر است. از زندگی مهم تر است. زندگی است که سهمی از عشق به شمار می رود. مثل صاعقه ای است که درونت را روشن و نورانی میکند. ذراتی از عشق در علف ها وجود دارد که باعث رشد آن ها می شود. همان طور هم که پرندگان را به چهچه می اندازد. اما سنگ ها عشقی ندارند. به همان دلیل است که آن طور سرسختند و پای انسان را به درد می آورند. عشق خودش هم تنبل است. بیشتر عمرت در خواب است و خدا هم رحم کرده چون اگر بیدار بود قلبت مدام در حال تپش بود. این قدر می تپید تا می ترکید و باعث مرگت می شد.

چکیده از کتاب

خیلی از افراد از جمله پدر من، احساسات منحرفی دارند. از غم و اندوه بشر، احساس خشنودی میکنند. خیلی ها هستند که حتی وقتی ثروتمندند، میخواهند خود را فقیر نشان دهند و آن وقت خسیس می شوند. خیلی ها از غم و غصه یا بیماری لذت می برند و آن وقت گریه و زاری و اندوه، برایشان به صورت نمایشی سرگرم کننده در می آید. اما بدتر از همه کسانی هستند که با خشم و غضب مس خواهند تو را دست بیاندازند. آن ها از بقیه ظالم ترند. نه تنها خود را به نحوی مصنوعی خشمگین نشان می دهند بلکه میخواهند از تاثیر آن روی قربانی های خود لذت ببرند.

بخشی دیگر از کتاب

حتما این رمان رو تهیه کنید و از خوندنش لذت ببرید.

کتاب عاشق مترسک نوشته فیلیس هیستینگز، ترجمه بهمن فرزانه

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

سایدبار کشویی